سیاست مجازی و عرصه‌هایی تاثیرپذیر اقتصادی

سیاست مجازی و عرصه‌هایی تاثیرپذیر

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - اگر می‌خواهید بدانید که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی چه تاثیری بر سیاست، فرهنگ، امور اجتماعی و اقتصادی دارد، خواندن این مقاله به شما توصیه می‌شود.
محمدسالار کسرایی جامعه‌شناس سیاسی بحث درباره اثرات فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بر محتوا و شکل سیاست‌ورزی و تغییر مفهوم قدرت مستلزم پرداختن به دو بعد اساسی موجود در گزاره بالاست:
الف: شکل‌گیری فضای مجازی در تداوم فناوری‌های دنیای مدرن است که از چند سده ‏‏ پیش آغازشده است. به‌عبارت‌دیگر تغییرات کنونی در حوزه ‏‏ ارتباطات و تکنولوژی در ادامه ‏‏ ایده ‏‏ نوسازی هستند و اگر نوسازی را به تعبیر ماریون لوی، «نسبت رشد بین منابع بی‌جان و جان‌دار قدرت» تعریف کنیم، آنگاه به تأسی از پیتر برگر، نوسازی را می‌توان «وابسته ‏‏ نهادین رشد اقتصادی ناشی از فناوری» تعریف کرد. به‌عبارت‌دیگر رشد و اشاعه ‏‏ نهادهایی که محصول دگرگونی اقتصادی از طریق فناوری‌اند، تعریف می‌شود. تولید فناورانه بالاخص در چند دهه ‏‏ اخیر رشد شگفت‌انگیزی داشته و به مدد فناوری همه ‏‏ عرصه‌های زندگی انسانی دچار تغییرات بسیار گسترده‌ای شده‌اند.
از سوی دیگر این تغییرات به‌گونه‌ای گسترش‌گرایانه همه ‏‏ عرصه‌های زندگی در اکثر مناطق کره ‏‏ خاکی را درنوردیدند و از اواخر دهه ‏‏ هشتاد قرن بیستم از پدیده‌ای به نام جهانی‌شدن رونمایی شد. یکی از زیرساخت‌های اصلی جهانی‌شدن ارتباطات است که شامل ترانسپورتیشن و هم شامل کامیونیکیشن است. گسترش تکنولوژی‌های مرتبط با کامپیوتر، اینترنت و موبایل حوزه ‏‏ ارتباطات را با انقلابی عظیم مواجه ساخت و به مدد این تکنولوژی‌ها مفهوم زمان و مکان دچار تغییرات اساسی شدند. و شاید بتوان گفت که زمان و مکان معانی واقعی پیشین خود را از دست دادند. به مدد تکنولوژی‌های پیش‌گفته (کامپیوتر، اینترنت و موبایل) وارد جهان جدیدی شده‌ایم که در مقابل جهان واقعی قد علم کرد و آن جهان مجازی یا فضای مجازی است.
برای نخستین بار ویلیام گیبسون کانادایی در سال 1982 فضای مجازی را فضای تخیلی توصیف کرد که از اتصال رایانه‌هایی پدیده آمده‌اند که تمامی انسان‌ها، ماشین‌ها و منابع اطلاعات در جهان را به هم متصل می‌کنند. بنابراین ویژگی‌های اصلی در اثر این تحولات فناورانه شکل‌گرفته است که دارای موقعیت جغرافیایی، فیزیکی یا محدوده ‏‏ سرزمین خاصی نیست ولی درعین‌حال دارای نوعی واقعیت برجسته در جهان معاصر است، زیرا کنشگران انسانی هرروزه در آن دست به عمل می‌زنند، در این فضا باهم در تعامل هستند، از این فضا کمک می‌گیرند و در آن دادوستد می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر جهانی نو و موازی با جهان واقعی شکل‌گرفته که مخلوق است. جهانی که در آن انباشتی از دانش، سرگرمی، شاخص‌ها، کنش‌ها، دادوستد، و از همه مهم‌تر انباشتی از عاملان انسانی تغییریافته و دگرگون شکل‌گرفته است.
درحالی‌که جهان واقعی دارای خصایصی چون داشتن جغرافیا، نظم سیاسی خاص، محبوس بودن، طبیعی بودن و غیره است، جهان مجازی دارای ویژگی‌هایی چون بی‌مکانی، فرازمانی، متکثر بودن، قابل‌دسترس بودن هم‌زمان و غیره تعریف می‌شود. اما درعین‌حال نوعی عینیت واقعی بودگی در بطن فضای مجازی وجود دارد، واقعیت مجازی به کمک تکنولوژی قابل‌مشاهده است و کنشگری در آن ممکن می‌شود. ضمن اینکه کنشگر، و البته به کمک تکنولوژی، فضای مجازی را می‌سازد و درعین‌حال خود مسحور و محصور در این فضای مجازی است و کنش‌های مجازی در این فضا را به‌عنوان واقعیت می‌پذیرد.
ب: اما اگر مسئله ‏‏ اصلی، رابطه ‏‏ فضای مجازی و سیاست باشد آنگاه لازم است که مختصری در باب سیاست بحث کنیم و سپس سیاست و کنشگری سیاسی را در فضای جدید مورد مداقه قرار ‌دهیم. سیاست را از گذشته‌های دور علم قدرت تعریف کرده‌اند، در اینجا به تأسی از وبر قدرت را «توان تحمیل اراده یک شخص یا گروهی از افراد بر دیگران» تعریف می‌کنیم و بدین معنا قدرت دارای نوعی قابلیت اجتماعی است. تا پیش از فوکو، قدرت همواره معادل حکومت تلقی می‌شد و حکومت تنها صاحب‌امتیاز قدرت به‌حساب می‌آمد و مردم فاقد آن بودند و کشمکش اصلی در جامعه، تضاد بین فرادستان، «صاحبان قدرت» و فرودستان، «افراد فاقد قدرت» بود.
برای فوکو قدرت به‌منزله ‏‏ شبکه‌ای از مناسبات است که همواره در حال گسترش و فعالیت است، شبکه‌ای گسترده که تا اعماق جامعه پیش رفته و همه ‏‏ افراد در این شبکه کم‌وبیش درگیرند. قدرت در سراسر جامعه پراکنده و منتشرشده است، قدرت همه‌جا هست چون‌که از همه‌جا نشئت می‌گیرد. قدرت مولد دانش است و آنچه حقیقت و خطا و درست و نادرست می‌شناسیم در حوزه ‏‏ سیاسی شکل می‌گیرند. قدرت یک استراتژی است، قدرت نه یک نهاد و ساختار بلکه «وضعیت استراتژیک پیچیده» است و درعین‌حال «کثرت روابط نیروها» است. هرجا قدرت هست مقاومت هست و قدرت برای برقراری خود نیازمند وجود شمار کثیری از نقاط مقاومت است. به‌عبارت‌دیگر هر جا نافرمانی و مقاومت به پایان برسد رابطه ‏‏ قدرت هم پایان می‌یابد، بنابراین قدرت در شبکه‌ای از روابط پیچیده ساری و جاری است و بدین مفهوم ریشه در لایه‌های مختلف مقاومت اجتماعی و زبانی دارد. فوکو در «اراده ‏‏ به دانستن»، قدرت را بیش از هرچیزی به‌منزله ‏‏ مناسبات نیرو درک می‌کند، مناسباتی که ذاتیِ عرصه‌ای هستند که در آن اعمال می‌شوند. قدرت در اندیشه ‏‏ فوکو به شکل مویرگی مفهوم‌سازی شده است، قدرت مانند خون در شبکه ‏‏ مویرگی بدن به هر منطقه‌ای می‌رسد و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین قدرت به‌هیچ‌وجه در یک مکان خاص وجود ندارد، بلکه در تمامی ساحات زندگی در جوامع مدرن ریشه دوانده است. قدرت درعین‌حال که بر کوچک‌ترین عنصر جامعه اثرگذار است، در اختیار درآورده نمی‌شود و نهایتاً اینکه همه‌چیز و همگان در مدار قدرت می‌چرخند و ساختارهای قدرت همواره پویا و سیال هستند.
اما یکی دیگر از مهم‌ترین تلاش‌های نظری برای بررسی تأثیر رسانه‌ها در تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مفهوم حوزه عمومی است که هابرماس طرح کرده است. حوزه عمومی درواقع، ایده یا مفهومی هنجاری است که در چارچوب کل نظریه هابرماس درباره کنش ارتباطی و اخلاق گفت‌وگو جای دارد. از
دیدگاه هابرماس، حوزه عمومی بخشی از حیات اجتماعی است که در آن شهروندان می‌توانند به تبادل‌نظر درباره موضوعات و مسائل مهم مربوط به خیر عمومی بپردازند. نتیجه این امر، شکل‌گیری افکار عمومی است؛ مقصود از حوزه عمومی، قبل از هرچیز قلمرویی از زندگی اجتماعی است که در آن، آنچه به افکار عمومی منجر می‌شود، می‌تواند شکل بگیرد. یکی از موضوعات مهم در حوزه عمومی، ابزارهای ارتباطی حوزه عمومی است. از دیدگاه هابرماس ازآنجاکه محدوده جامعه جدید، فقط امکان حضور فیزیکی تعداد به نسبت اندکی از شهروندان را امکان‌پذیر می‌سازد، رسانه‌های همگانی به نهادهای اصلی حوزه عمومی تبدیل‌شده‌اند.
امروزه ظهور شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جدید هم از نظر تعداد و هم از نظر کیفیت، رشد و تنوع بسیار زیادی پیداکرده است. ظهور فناوری‌های جدید و بالاخص اینترنت همه ‏‏ ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. شبکه‌های اجتماعی نوع جدیدی از روابط بین افراد را شکل داده‌اند که تا پیش از آن امکان شکل‌گیری آن وجود نداشت. به‌عبارت‌دیگر فضایی به وجود آمده که موجب ارتباط‌جمعی و میان فردی، تشکیل اجتماعات مجازی، اطلاع‌رسانی آنی، تبادل اطلاعات و نظرات شده است. یکی از حوزه‌هایی که در این فضای مجازی به‌سرعت و به‌شدت مورد تأثیر قرارگرفته است، کنش‌ورزی سیاسی و مشارکت سیاسی و اجتماعی است. شبکه‌های اجتماعی کهکشان‌هایی هستند که هزاران ستاره را در دل خود جای‌داده‌اند، هزاران شبکه اجتماعی خرد و کلان در این فضا شکل‌گرفته و به‌شدت رو به فزونی است. هزاران راه جدید برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌ها و محتواهای مختلف ایجادشده است. حداقل بر اساس آمارهای موجود حدود نیمی از جمعیت ایران در این شبکه‌های اجتماعی عضو هستند.
شبکه‌های اجتماعی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، واکنشگر/ کنشگران با دست‌یابی به اطلاعات و آگاهی که از منابع مختلفی از اقصا نقاط جهان به دست می‌آورند، جریان‌ها، جنبش‌ها، مقاومت‌ها و مسیرهای متفاوت از جریانات رسمی را شکل می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر میکرو پاور در این جریان‌های اجتماعی کنشگری سیاسی را تشکیل می‌دهد که مفهوم و متعین‌های قدرت در عصر کلاسیک را کاملاً تغییر داده است. فضای مجازی فرصت‌هایی را در اختیار کنشگران قرار داده است که از این فضا بسیاری از کنش‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را بدون واسطه‌های رسمی انجام دهند. در حوزه ‏‏ سیاست، قدرت اجتماعی و فرهنگی بر قدرت سیاسی رسمی غلبه ‏‏ نسبتاً قابل‌توجهی یافته، مناسبات رسمی جای خود را به مناسبات غیررسمی داده و کنشگری اجتماعی و فرهنگی با کنشگری سیاسی درهم‌تنیده شده است. بنابراین کنشگران اجتماعی و فرهنگی هم‌زمان کنش‌های سیاسی انجام می‌دهند و سیاست بدون توجه به فرهنگ و نظامات اجتماعی کارایی چندانی ندارد. این درهم‌تنیدگی‌ها که همواره پیچیده‌تر و گسترده‌تر هم می‌شوند نوعی عدم اطمینان و پیش‌بینی‌ناپذیری را دامن می‌زنند. سرعت اطلاعات به دلیل دسترسی‌های آنی، ماندگاری وقایع و رویدادها را سست کرده و رویدادهای متنوع به‌مانند تیتراژها به‌سرعت جای خود به انواع دیگری از رویدادها می‌دهند. از سوی دیگر فضای مجازی فرصت‌هایی را در اختیار حاشیه‌ای‌ها قرار داده تا آن‌ها هم امکان آن را داشته باشند که به مرکز راه یابند، و علاوه بر این با درهم‌تنیده شدن متن و حاشیه، تفاوت و فاصله ‏‏ بین متن و حاشیه کم‌رنگ شود.
در فضای سیاسی ایران به‌طور خاص از انتخابات دوره ‏‏ دهم ریاست‌جمهوری به بعد، شبکه‌های اجتماعی مجازی جایگاه خاص و تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت انتخابات ایفا کرده‌اند. نیروهای اجتماعی در فضای مجازی و به‌صورت غیررسمی گوی رقابت را از سیاست رسمی ربوده‌اند. سیاست‌ورزی بر مدار قدرت اجتماعی نیروهایی عرض‌اندام کرده و می‌کند که در این فضای غیررسمی همدلانه حول گفتمان/گفتمان‌های خاصی کنشگری می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر فضای هماوردطلبی گفتمانی و مبارزه برای هژمون شدن از فضای واقعی سیاسی و برگزاری جلسات و نشست‌ها و... به درون گروه‌ها و کانال‌های ایجادشده در فضای مجازی نقل‌مکان کرده است. گفتمان‌ها با به چالش کشیدن گفتمان رقیب، غیریت‌سازی، طرد و حاشیه‌رانی از یک‌ سو، و برجسته‌سازی خود از سوی دیگر برای هژمون شدن در فضای فرهنگی و سیاسی تلاش می‌کنند. درواقع قدرت از حوزه ‏‏ رسمی به شبکه‌ها و مجاری غیررسمی، تا حدودی فراگیر و دائماً سیال منتقل‌شده است. این دگرگونی‌ها بر شکل و محتوای سیاست‌ورزی در ایران (به‌عنوان موردمطالعه ‏‏ خاص) اثرات قابل‌توجهی گذاشته است. به گونه ‏‏ قابل‌توجهی سیاست و قدرت به دلیل ویژگی سیال بودن، از کف منابع و مراجع رسمی خارج‌شده است و البته در سایر حوزه‌ها نیز با مرجعیت‌های متزلزل مواجهیم. منابع متنوع اطلاعات از یک ‌سو و منابع متکثر آگاهی از سوی دیگر در اختیار کنشگران قرار گرفته که خود نوعی عدم ثبات معنا را در پی دارد. اما به تأسی از لاکلا و موف می‌توان گفت که این بی‌ثباتی مطلق نیست، «نه ثبات مطلق و نه بی‌ثباتی مطلق (معنا) هیچ‌کدام امکان‌پذیر نیستند»، اما درعین‌حال «امکان‌ناپذیری ثبات نهایی معنا متضمن وجود گونه‌های جزئی از ثبات است».
* آینده نگر



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • پخش زنده آخرین اخبار اقتصادی
  • تبلیغات
  • چتر حمایتی فصل اقتصاد و فصل تجارت
  • باشگاه نخبگان، خبرنگاران، مدیران روابط عمومی و کارآفرینان
  • کمکتان می کنیم تا به اهداف خود برسید