اختلال در رشد اقتصادی با بی‌توجهی به نابرابری گزارش

اختلال در رشد اقتصادی با بی‌توجهی به نابرابری

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - برآورد پایه‌ای و تحلیل‌های علمی نشان می‌دهدکه نابرابری به‌طور معکوس با رشد اقتصادی در بلندمدت مرتبط است.
سعید ارکان زاده/آینده نگر رشد اقتصادی و توزیع درآمد یا نابرابری ثروت دو موضوع مهمی هستند که با توسعه اقتصادی مرتبط‌اند. در مطالعات کلان اقتصادی می‌توان در اولین برخورد، مسئله فقر و محرومیت را از یک طرف به مقدار تولید سرانه و از طرف دیگر به درجه عدم تعادل در الگوی توزیع درآمد مرتبط کرد. فقرزدایی و تعدیل نابرابری درآمد، وقتی همراه با رشد اقتصادی در نظر گرفته می‌شود، به‌ بزرگ‌ترین هدف اقتصاد توسعه و دشوارترین هدف سیاست‌گذاران تبدیل می‌شود. در همین زمینه، سکینه اشرفی، داود بهبودی و فرهاد دژپسند تحقیقی را انجام داده‌اند که نتایج آن با عنوان «بررسی رابطه غیرخطی نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی: مطالعه موردی ایران» در آخرین شماره فصلنامه نظریه‌های کاربردی اقتصاد در دانشگاه تبریز منتشر شده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر تولید ناخالص داخلی سرانه و دیگر عوامل مرتبط با سطوح توسعه‌یافتگی بر توزیع درآمد کشور ایران در هر دو مشخصه خطی و غیرخطی بوده است.
***
زمینه‌های مطالعاتی بسیاری در شصت سال گذشته را مطالعه رشد اقتصادی، نابرابری و فقر با توجه به گسترش اهداف توسعه به فراتر از رشد محض تشکیل داده است. ادبیات پیچیده و پردامنه رشد و نیز تجارب گسترده در این زمینه، حکایت از آن دارد که درجه حصول و موفقیت رشد بلندمدت اقتصادی بستگی به لحاظ‌کردن عوامل تأثیرگذار از جمله مسئله توزیع درآمد و کاهش فقر با توجه به تغییرات ساختاری و نهادی اقتصاد دارد، چنان‌که تجربیات کشورهای پیشرو در توسعه نشان می‌دهد که اگر توسعه اقتصادی اتفاق افتد از یک سو درآمد سرانه بالا می‌رود و از سوی دیگر الگوی توزیع درآمد به‌طور نسبی متعادل می‌شود و بدین صورت فقر معیشتی به حداقل کاهش می‌یابد.
بنابراین همراهی دو متغیر درآمد سرانه و الگوی توزیع درآمد در گرفتن نتایج موفقیت‌آمیز استراتژی توسعه اقتصادی بسیار اهمیت دارد و در مقابل در برخی کشورهای درحال‌توسعه که سیاست‌های افزایش رفاه را صرفاً براساس سازوکار بازار (اثر سرریز و رخنه به پایین منافع رشد) دنبال کرده‌اند یا فقر و مسائل توزیعی را به‌طور مجزا و منفک از رشد نگریسته و برنامه‌ها و سیاست‌های حمایتی و فقرزدایی تدوین کرده‌اند، نتوانسته‌اند به نتایج موردنظر دست یابند. نقطه شروع مطالعات رابطه نابرابری درآمد و رشد اقتصادی براساس فرضیه کوزنتس است که به وسیله منحنیU معکوس شرح داده شده است که با توجه به شرایط اقتصادی، نتایج متفاوتی را با در نظرگرفتن کشورهای فقیر و ثروتمند، منطقه‌ای در مقابل ملی، داده‌های مقطعی در مقابل سری‌زمانی ارائه کرده‌است.
تجربیات برنامه‌های توسعه اقتصادی ایران نشان می‌دهد به الگوی تعادلی توزیع درآمد توجهی نشده و به‌رغم اقدامات گسترده دولت طی چهار دهه گذشته برای رفع فقر و محرومیت به‌دلیل این بی‌توجهی و عدم برخورد طراحی‌شده با مسئله فقرزدایی، و نیز رشد اقتصادی بی‌ثبات، کم و ناکافی در این زمینه توفیقی حاصل نشده است. بنابراین وجه حصول و موفقیت رشد اقتصادی صرفاً بر اساس یک سلسله سیاست‌های رشد بر مبنای تخصیص منابع مورد تردید قرار دارد و لحاظ‌کردن عوامل تأثیرگذار از جمله مسئله توزیع درآمد در برنامه‌های رشد اقتصادی به توجه جدی نیاز دارد.
از این رو، هدف اصلی این پژوهش مطالعه، شناسایی و تبیین مسیری است برای رشد اقتصادی مداوم که همراه با نرخ رشد بالاتر، توزیع درآمد و ثروت عادلانه‌تری را در پهنه سرزمین ایران به ارمغان آورد. این تحقیق ممکن است گامی اولیه برای آغاز مسیری خاص در توسعه اقتصادی باشد. ادبیات وسیعی در مورد این موضوع وجود دارد که در مورد ایران، این مقاله با استفاده از داده‌های سری زمانی برای دوره بلندمدت 1357-1395 ارتباط بین رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی با تعدادی عوامل تعیین‌کننده در کوتاه‌مدت و بلندمدت را مورد آزمون قرار می‌دهد.
موضوع رشد و توزیع درآمد در جهان مشتمل بر ادبیات وسیعی است که تأثیر رشد اقتصادی را بر توزیع درآمد بررسی می‌کند. اقتصاددانان کلاسیک از قدیم اعتقاد داشتند که رشد اقتصادی به همراه توزیع درآمد مقدور نیست. آنان معتقد بودند که یکی از شرایط لازم برای ایجاد رشد سریع اقتصادی، تشدید نابرابری در توزیع درآمد است. زیرا با توجه به این‌که تقریباً تمام درآمد گروه‌های کم‌درآمد صرف هزینه‌های مصرفی می‌شود، رشد اقتصادی وابسته به پس‌انداز گروه‌های پردرآمد جامعه که اساس سرمایه‌گذاری را فراهم می‌کنند، خواهد بود. بنا بر این استدلال، هر نظام اقتصادی که بر پایه نابرابری بیشتر درآمد پایه‌گذاری شده باشد، در مراحل اولیه توسعه دارای رشد اقتصادی بالاتری نسبت به نظام اقتصادی طرح‌ریزی‌شده بر اساس توزیع عادلانه درآمدها خواهد بود. دیدگاه دیگر در این منظر فکری «اثر سرریز» فرآیند رشد است به این مفهوم که رشد میانگین درآمد به طور خودکار به پایین سرریز می‌شود و فقرا سود می‌برند.
پس از جنگ جهانی دوم، اولین و مهم‌ترین بررسی در زمینه ادبیات توزیعی رشد با فرضیه کوزنتس حاکم شد. مطابق منطقی که پشت «منحنی U وارونه» مشهور بود، رشد سرانه ابتدا نابرابری درآمدی بالاتری به وجود می‌آورد اما بعداً برابری بیشتری را به بار می‌آورد. فرآیند منحنی U وارونه به‌وسیله مطالعات بسیاری تشریح شده است که عمدتاً از وزن نسبی متغیرهای مستقل مختلف در ادبیات آن‌ها استفاده شده است.
مطالعات دیگری تحت این ادبیات، تئوری‌های اقتصادی است که نابرابری درآمدی را به‌صورت منفی با رشد اقتصادی (منحنی U شکل) مرتبط می‌دانند که به سه گروه تقسیم می‌شوند. اول، تئوری‌هایی با رویکرد اقتصاد سیاسی. رأی‌دهندگان متوسط از سیاست‌های دولتی که باعث ارتقای دسترسی منابع از افراد ثروتمند به فقیر در کشورهای در حال توسعه با توزیع نابرابر درآمد می‌شوند، حمایت می‌کنند و سیاست‌های بازتوزیعی بر تصمیمات اقتصادی به‌وسیله اتخاذ فعالیت‌های ارتقای مالیاتی به‌طور معکوس اثر می‌گذارد. در نتیجه، افزایش در نابرابری درآمد، رشد اقتصادی را کاهش می‌دهد.
دوم، رشد اقتصادی با نابرابری درآمدی به دلیل تضاد اجتماعی با جوامع کاهش می‌یابد. نابرابری درآمد، فعالیت‌های مجرمانه و غیرقانونی را افزایش می‌دهد و سرمایه‌گذاری و حقوق مالکیت را تهدید می‌کند. در این ادبیات به ارتباط سرمایه اجتماعی (اعتماد و هنجارهای مدنی) و رشد اقتصادی نیز توجه شده است. سوم، فرضیه بازار سرمایه ناقص. نابرابری درآمدی با کاهش دسترسی به اعتبار برای گروه‌های کم‌درآمد همراه می‌شود که موانعی برای سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی و فیزیکی ایجاد می‌کند.
مباحث و شواهد تجربی فرضیه کوزنتس نشان می‌دهد که پیوند رشد - نابرابری پیچیده است و در بعضی موقعیت‌ها، رشد ممکن است تعدیل‌کننده نباشد و رشد پایدار به حمایت مؤثر اجتماعی و مکانیسم‌های بازتوزیعی - که شکست بازار بیمه و اعتبار برای فقرا را کم می‌کند و به کنترل ریسک‌های بی‌ثبات‌کننده اجتماعی و اقتصاد کلان کمک می‌کند - نیاز دارد.
این مطالعه آزمون‌های علمی را برای بررسی روابط بلندمدت و کوتاه‌مدت بین نابرابری درآمد (ضریب جینی) و تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی در دوره زمانی به کار برده است. به‌طور تجربی، برآورد پایه‌ای و تحلیل‌های حساسیت نشان داده‌اند که نابرابری به‌طور معکوس و معنی‌دار با رشد اقتصادی در بلندمدت مرتبط است. به عبارت دیگر وجود منحنی U شکل (و نه معکوس کوزنتس) در ایران تحت بررسی با داده‌های سری زمانی مورد تأیید قرار می‌گیرند. با تعمیم خصوصیات کوزنتس، نتایج این پژوهش احتمال منحنی S شکلی را نیز تأیید می‌کنند. این نتیجه، تصدیقی بر تحلیل‌ها و مطالعات تجربی محققانی است که می‌گویند منحنی Uمعکوس کوزنتس در واقع یک منحنی S شکل است که اولین نقطه عطف آن ارتباط بین نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی از تغییر (ساختاری) بخش کشاورزی به بخش تولید کارخانه‌ای را نشان می‌دهد و نقطه عطف دوم، به تغییر ساختاری از بخش تولیدات کارخانه‌ای به بخش خدمات در اقتصاد دلالت دارد. همچنین تصدیق اکثر مطالعات انجام‌شده در اقتصاد ایران در یک دوره زمانی بلندمدت‌تر 39 ساله است مبنی بر این‌که در بلندمدت افزایش رشد اقتصادی به بهبود توزیع درآمد کمک می‌کند و نامطلوب شدن توزیع درآمد موجب کندشدن رشد اقتصادی می‌شود.
دستاوردهای تحقیق: رابطه رشد – نابرابری یک ارتباط سرراست نیست
نتایج این تحقیق بیانگر آن است که مهاجرت داخلی یا شهرنشینی، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، نابرابری درآمد در کشور را افزایش می‌دهد و نرخ باسوادی، امید به زندگی و بیکاری اثر منفی بر نابرابری درآمدی در بلندمدت و کوتاه‌مدت دارند. مباحث و شواهد تجربی فرضیه کوزنتس نشان می‌دهد که پیوند رشد - نابرابری پیچیده است و در بعضی موقعیت‌ها، رشد ممکن است تعدیل‌کننده نباشد. با توجه به نتایج مطالعه، توصیه‌های سیاستی که پیشنهاد می‌شود این است که سیاست کاهش نابرابری درآمدی در مناطق شهری از طریق توسعه شرکت‌های کوچک و بزرگ دانش‌محور و ایجاد طرح‌های اشتغال فراگیر پیگیری شود. همچنین توسعه تجارت برای ارتقای ارزش‌افزوده بخش کشاورزی در مناطق روستایی کشور، توزیع درآمد در این مناطق را بهبود خواهد بخشید و نیز جذب و هدایت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به پروژه‌های بسیار مولد به‌منظور بهبود معیشت عمومی مردم، کاهش فقر و نابرابری باید در دستور کار دولت قرار گیرد، چنان‌که بزرگ‌ترین عامل ایجادکننده فقر نه کمبود درآمد بلکه توزیع ناعادلانه آن است. توانمندسازی از طریق ارتقای آموزش عمومی، تخصصی و مهارت‌آموزی اثر فزاینده در کاهش نابرابری و ارتقای رشد حامی فقرا دارد و در سیاست‌های اقتصادی کشور باید مورد نظر و عمل قرار گیرد. به‌علاوه رشد پایدار به حمایت مؤثر اجتماعی و مکانیسم‌های بازتوزیعی که شکست بازار بیمه و اعتبار برای فقرا را کم می‌کند و به کنترل ریسک‌های بی‌ثبات‌کننده اجتماعی و اقتصاد کلان کمک می‌کند نیاز دارد.
پژوهش: بررسی رابطه غیرخطی نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی: مطالعه موردی ایران



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

اخبار خواندنی

خداحافظی در اوج

هدف آمریکا محقق نمی شود

کاری بیشتر از تحویل خواروبار به منازل شما

احتمال توقف کوتاه مدت ارتباط تجاری ایران و چین

10 درسی که از یک میلیاردر آموختم

معنای عدم تمدید معافیت‌های نفتی ایران چیست؟

با هم اندیشی اهالی کسب و کار می توان از روزهای سخت عبور کرد

امنیت سرمایه‌گذاری در ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟

از سرمایه‌بَرداری تا ملی‌زدایی

روابط ایران و بانک کونلون محدود به کالاهای بشردوستانه شده است

چرا دنیا باید از بابت برگزیت نگران باشد؟

روند صعودی فقر در روستاها

اعضا جدید هیات نمایندگان اتاق تهران به آرای کسب کرده وفادار و پاسخگو باشند

رشد قیمت نفت در بازارهای جهانی

رویاهایت را فراموش نکن

کریم 3.1 میلیارد دلاری و آینده کسب‌وکارهای جدید در خاورمیانه

بانک کونلون چین به همکاری با ایران ادامه می‌دهد؟

اعداد و ارقام اقتصادی در هفته پایانی فروردین 1398

اتاق های بازرگانی نقش مهمی در عبور از دوران تحریم دارند

ریسک‌های غلط‌انداز

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • بانک سینا
  • بانک پارسیان
  • بانک اقتصادنوین
  • بانک توسعه و تعاون
  • بانک گردشگری