دور اقتصاد دنیا در 365 روز گزارش

دور اقتصاد دنیا در 365 روز

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - وزیر بهداشت انگلیس به داروسازان دستور داد که داروهای بیشتری را ذخیره کنند چون اگر توافق با اتحادیه اروپا صورت نگیرد و واردات دارو به تعویق بیفتد، این کشور در زمینه تامین دارو با مشکل مواجه خواهد شد
فرزانه سالمی/ آینده نگر اگر بخواهیم از روی تیتر رسانه‌ها در مورد اقتصاد جهان دست به پیش‌بینی بزنیم، این‌طور به نظر می‌آید که اوضاع رو به زوال است. از یک طرف برگزیت و از طرف دیگر جنگ تجاری آمریکا و چین را داریم. ایتالیا و اتحادیه اروپا با هم دست به یقه‌اند. ایران دوباره تحریم شده. اوضاع بازارهای سهام خیلی باثبات نیست. سرمایه زیادی دارد از کشورهای در حال توسعه خارج می‌شود. و بسیاری موارد دیگر.
اما آمار و ارقام لزوما با تیتر رسانه‌ها همخوانی ندارند و در این مورد هم آمار و ارقام دارند تصویری دیگر را به نمایش می‌گذارند. بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد جهان در سال 2018 میلادی حدود 3.7 درصد رشد کرده. یعنی به همان اندازه سال 2017. حتی پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول برای سال 2019 هم همان‌قدر است.
این تناقض بین فضای منفی رسانه‌ای با اوضاع نسبتا خوب اقتصاد را بیشتر از همه می‌توان در آمریکا مشاهده کرد. در این کشور نرخ رشد سالانه در دو چهارماهه میانی سال 2018 به ترتیب 4.2 درصد و 3.5 درصد بوده و در ماه اکتبر، این اقتصاد توانسته 250 هزار فرصت شغلی ایجاد کند. این نوع رشد در کشوری ثروتمند که نیروی کارش رشد آهسته‌ای دارد و رشد تولید در آن کند شده، نمی‌تواند به شکل باثباتی ادامه داشته باشد. با وجود این، اگر آمریکا بتواند بدون رکود تا ماه ژوئن آینده دوام بیاورد، به این معنی خواهد بود که به مدت 120 ماه متوالی توانسته روند بزرگ شدن اقتصاد خود را حفظ کند. در چنین شرایطی، اقتصاد آمریکا قادر خواهد بود رکورد سال‌های 1991 تا 2001 خود را هم پشت سر بگذارد.
بنابراین، چشم‌انداز سال 2019 برای اقتصاد آمریکا از آن چیزی که گفته می‌شد بهتر است. رشد خوب اقتصاد آمریکا می‌تواند به برخی بازیگران دیگر هم فایده برساند؛ مثلا به کارگران کشورهایی که کالاها و خدمات را برای فروش در آمریکا ارائه می‌دهند. درواقع در شرایطی که برخی اقتصادهای دیگر بزرگ دنیا حرکتی رو به پایین داشته‌اند، اقتصاد آمریکا نفوذ خودش را در جهان حفظ کرده است. اما این عملکرد اقتصاد آمریکا بدی‌هایی هم دارد.
واقعیت این است که اقتصادهای آسیب‌پذیری مثل آرژانتین و ترکیه که به شدت به جریان سرمایه از خارج وابسته بوده‌اند، اخیرا ضربات سنگینی خورده‌اند. سرمایه‌گذاران جهانی معمولا پولشان را جایی می‌گذارند که فکر می‌کنند بیشترین بازگشت سرمایه را برایشان به ارمغان خواهد آورد. اوضاع خوب اقتصاد آمریکا و اوضاع بی‌ثبات برخی اقتصادهای دیگر به این معنی است که این سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند آمریکا را به عنوان محل سرمایه‌گذاری خود انتخاب کنند. در این میان، اقتصادهای آسیب‌پذیر که برای جذب سرمایه خارجی با هم در رقابت هستند، مسئله کسری تجاری را هم دارند و مجبورند نرخ بهره را بالا ببرند و این جلوی رشد اقتصادشان را می‌گیرد. مثلا بنا بر پیش‌بینی‌ها اقتصاد ترکیه در سال 2019 تنها 0.8 درصد رشد خواهد کرد.
در همین میان، کسری تجاری آمریکا دارد افزایش پیدا می‌کند چون اشتهای این کشور برای واردات دارد بیشتر از اشتهای کشورهای دیگر برای کالاها و خدمات آمریکایی بالا می‌رود. در این میان، دونالد ترامپ می‌خواهد کسری تجاری آمریکا را نشانه‌ مداخله خارجی تلقی کند. او دارد تعرفه‌های بیشتری اعمال می‌کند؛ که هم به شرکای تجاری آمریکا ضربه می‌زند و هم به ضرر مصرف‌کنندگان آمریکایی است. این همان وضعیتی است که صندوق بین‌المللی پول از آن به عنوان رویکرد بی‌ثبات تجاری یاد می‌کند و آن را ضربه‌زننده می‌داند. در جریان یک مجمع اقتصادی در سنگاپور در همین ماه نوامبر که با شرکت نمایندگان و چهره‌های تجاری مختلف از سراسر دنیا برگزار شد، 68 درصد از شرکت‌کنندگان همین جنگ تجاری را مهم‌ترین مسئله‌ای دانستند که باید در سال 2019 هم دنبالش کرد. هنری پائولسن وزیر سابق خزانه‌داری آمریکا نیز هشدار داده که اگر آمریکا و چین در مورد مسئله تجارت صلح نکنند، پرده آهنین اقتصادی به سیاق دوران جنگ سرد به وجود خواهد آمد.
اینکه دموکرات‌ها در جریان انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر توانستند کنترل مجلس نمایندگان آمریکا را به دست بگیرند، به دو دلیل نمی‌تواند جلوی ستیزه‌جویی آمریکا را در عرصه تجارت بگیرد. اول اینکه ترامپ می‌تواند بدون کسب رضایت کنگره به کار خودش ادامه بدهد و حتی برخی از نمایندگان دموکرات کنگره هم در این مورد خاص با او هم‌نظرند. مسئله بعدی این است که کنگره‌ در ماه ژانویه باید معاهده تجاری بین آمریکا و مکزیک و کانادا را تصویب کند که جایگزین معاهده نفتا شده و درواقع تامین‌کننده نظر ترامپ است.
اما از نظر بسیاری از اقتصاددان‌ها، مهم‌ترین اتفاقی که در سال 2019 خواهد افتاد، در روز 29 مارس رخ خواهد داد و آن هم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا (برگزیت) بعد از 46 سال همراهی با اروپا است. تاثیر برگزیت روی اقتصاد انگلیس به صورت کامل بستگی به تصمیماتی دارد که پیش از این تاریخ بین اتحادیه اروپا و انگلیس گرفته می‌شود. اما این وضع بسیار پیچیده شده و دولت ترزا می را در گرداب انداخته است. بدترین نتیجه‌ای که ممکن است ایجاد شود، این است که اتحادیه اروپا و انگلیس نتوانند به توافق برسند و برگزیت بدون توافق انجام شود. حتی برخی دولتمردان انگلیسی پیش‌بینی برای این وضعیت را هم مورد توجه قرار داده‌اند. مثلا در ماه آگوست وزیر بهداشت انگلیس به داروسازان دستور داد که داروهای بیشتری را ذخیره کنند چون اگر توافق با اتحادیه اروپا صورت نگیرد و واردات دارو به تعویق بیفتد، این کشور در زمینه تامین دارو با مشکل مواجه خواهد شد.
البته احتمالش زیاد است که اتحادیه اروپا و انگلیس با هم به توافق برسند. امسال رشد اقتصادی انگلیس حدود 1.3 درصد بوده و پیش‌بینی می‌شود که سال آینده هم رشد اقتصادی این کشور 1.6 درصد باشد. با تمام اینها، شکی نیست که برگزیت کار بسیار سختی خواهد بود. از سوی دیگر، اروپا دغدغه‌های دیگری غیر از برگزیت هم دارد. ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا که در سال 2012 توانست وضعیت یورو را باثبات کند، در ماه اکتبر 2019 دوران ریاستش را به پایان خواهد رساند و رقابت برای جانشینی او شدید است.
در ایتالیا نیز دولت ائتلافی پوپولیستی روی کار آمده که در مقابل خواسته اتحادیه اروپا برای کاهش کسری بودجه سال 2019 این کشور مقاومت می‌کند. موارد دیگری در اتحادیه اروپا بوده که نقض قوانین اروپایی را در خصوص کسری به دنبال داشته، اما حالا اتحادیه اروپا به صورت مشخص با ایتالیا شاخ به شاخ شده است. رهبران دو حزب پوپولیست ایتالیا یعنی لیگ و حزب پنج ستاره هم ظاهرا قصد ندارند در مقابل اتحادیه اروپا کوتاه بیایند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، احتمالش هست که مواجهه ناجوری بین طرفین رخ دهد و ایتالیا هم تصمیم بگیرد که مثل انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شود. اما احتمال وقوع آن بسیار کم است و به خصوص نمی‌توان انتظار داشت که چنین اتفاقی در سال 2019 بیفتد. پیش‌بینی می‌شود که اقتصاد ایتالیا در سال 2019 یک درصد رشد کند و درواقع رشد ضعیف خود را ادامه بدهد. همچنین پیش‌بینی می‌شود که رشد اقتصاد آلمان 1.7 درصد در سال 2019 باشد.
در مقابل، اقتصاد چین در سال 2019 وضعیت خوبی خواهد داشت و پیش‌بینی می‌شود که تولید ناخالص داخلی این کشور رشد 6.4 درصدی داشته باشد. با وجود این، این رقم در مقایسه با کارنامه رشد اقتصادی چین در دهه‌های اخیر درخشان نیست. مهم‌ترین عاملی که رشد اقتصادی چین را دچار دردسر خواهد کرد، تعرفه‌های دولت دونالد ترامپ است که بیش از نیمی از صادرات چین به آمریکا را هدف قرار می‌دهد. نکته بعدی هم تلاش دولت برای کاهش حجم بدهی‌هایی است که خانواده‌ها، کسب و کارها و دولت‌های محلی در چین بالا آورده‌اند. بدهی غیرمالی در چین به شدت بالا رفته و به 200 درصد از تولید ناخالص داخلی می‌رسد. دولت چین در این راه، کار سختی را در پیش خواهد داشت.
یک مسئله دیگر که می‌تواند روی اقتصاد چین تاثیر بگذارد این است که دولت اجازه بدهد ارزش یوان کاهش بیابد. این باعث می‌شود کالاهای چینی در مقابل رقبایی مثل ژاپن و کره جنوبی رقابتی‌تر شوند. یک دلار آمریکا در ماه نوامبر امسال برابر با 6.9 یوان بود؛ در حالی که در ماه آوریل یک دلار آمریکا 6.9 یوان معامله می‌شد.
اما همین استراتژی هم دردسرهای خودش را برای دولت چین در سال 2019 خواهد داشت. اگر ارزش یوان در این سال از مرز یک دلار در ازای 7 یوان عبور کند، ممکن است بازار واکنش نشان دهد و یوان زیادی فروخته شود و ارزش آن حتی پایین‌تر بیاید و این چیزی است که دولتمردان چین نمی‌خواهند شاهدش باشند. یوانی که ارزشش پایین آمده باشد، آرزوهای چین را برای تبدیل یوان به واحد پول در معاملات جهانی (در سطح یورو و دلار) نابود خواهد کرد.
در آن سوی جهان در برزیل، همه‌چیز به این بستگی دارد که ژاییر بولسوناروی راست‌گرا که تازه رئیس‌جمهور شده چطور اقتصاد را در سال 2019 پیش خواهد برد. در اندونزی در آسیا هم جوکو ویدودو رئیس‌جمهور پوپولیست در سال 2019 برای دومین دوره در انتخابات شرکت خواهد کرد و سرنوشت اقتصاد این کشور نیز به او وابسته خواهد بود. و به همین ترتیب، سرنوشت کشورها تحت تاثیر نیروهای جهانی و محلی در سال 2019 تعیین خواهد شد.



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

اخبار خواندنی

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • پخش زنده آخرین اخبار اقتصادی
  • تبلیغات
  • چتر حمایتی فصل اقتصاد و فصل تجارت
  • بانک توسعه و تعاون
  • کمکتان می کنیم تا به اهداف خود برسید